كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

530

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ و نگروند بيشترين ايشان بِاللَّهِ به خداى تعالى إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ مگر كه ايشان شرك‌آرندگان باشند گويند مراد ازين گروه كفّار مكه‌اند كه گفتند ربنا اللّه و از پى درآوردند كه الملائكة بنات اللّه يا يهود كه ايمان آوردند به خداى و گفتند عزير ابن اللّه يا نصارى كه به خداى گرويدند و گفتند المسيح ابن اللّه أَ فَأَمِنُوا آيا ايمن شدند مشركان أَنْ تَأْتِيَهُمْ از آنكه بيايد بديشان غاشِيَةٌ عقوبتى پوشانيده يعنى فروگيرنده ايشان را مِنْ عَذابِ اللَّهِ از عذاب خداى أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ يا بيايد بديشان قيامت بَغْتَةً ناگهان وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ و ايشان ندانند آمدن آن را و كارسازى نكرده باشند قُلْ بگو اى محمد هذِهِ اين دعوت بتوحيد سَبِيلِي راه من است و بر اين راه ثابت‌ام أَدْعُوا مىخوانم خلق را إِلَى اللَّهِ به خداى عَلى بَصِيرَةٍ بر بينائى هويدا و حجتى روشن أَنَا من تاكيد ضمير مستتر است در ادعو وَ مَنِ اتَّبَعَنِي و مىخواند به خداى هر كه پيروى كرده است مرا وَ سُبْحانَ اللَّهِ و پاك است از خداى شركتى كه شما او را ابدان وصف مىكنيد وَ ما أَنَا و نيستم من مِنَ الْمُشْرِكِينَ از شرك‌آرندگان امام زاهدى رح آورده كه كافران گفتند خداى را فرشتگان هستند چرا آدمى را به رسالت فرستد و اگر خواستى ملائكه را فرستادى حق سبحانه فرمود وَ ما أَرْسَلْنا و نه‌فرستاديم ما مِنْ قَبْلِكَ پيش از تو به رسالت إِلَّا رِجالًا مگر مردان را كه نُوحِي إِلَيْهِمْ وحى فرستاده شد بديشان و حفص نوحى مىخواند يعنى ما وحى فرستاديم بسوى ايشان مِنْ أَهْلِ الْقُرى از اهل شهرها و ديهها و در وسيط از امام حسن بصرى رح نقل مىكند كه حق تعالى هرگز پيغمبرى بخلق نفرستاد از اهل باديه و نه از جن و نه از زنان و در باب سجاع - كاهنه كه دعوى نبوت مىكرد - گفته‌اند شعر اضحت نبيّتنا انثى نطوف بها * و لم تزل انبياء اللّه ذكرانا أَ فَلَمْ يَسِيرُوا آيا سير نمىكنند كافران فِي الْأَرْضِ در زمين شام و يمن و بر ديار عاد و ثمود نمىگذرند يعنى بايد كه بگذرند فَيَنْظُرُوا پس ببينند به نظر عبرت كَيْفَ كانَ كه چگونه بود عاقِبَةُ الَّذِينَ آخر كار آنان كه از منكران و مكذبان بودند مِنْ قَبْلِهِمْ پيش از ايشان ، پس ايشان از آنها پند برداشته از تكذيب پيغمبر و قرآن حذر كنند وَ لَدارُ الْآخِرَةِ و هر آئينه سراى آخرت يعنى بهشت و نعمت او خَيْرٌ بهتر است از لذّت فانيه دنيا لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مر آنان را كه پرهيز كردند از شرك و نافرمانى أَ فَلا تَعْقِلُونَ آيا تعقل نمىكنيد و نمىانديشيد تا بدانيد كه آن بهتر است بيت چه نسبت جاء سفلى را به نزهتگاه روحانى * چه ماند گلخن تيره به گلشنهاى سلطانى پس بايد كه معاندان زمانه توبه تمادى ايام حيات و دولت خود مغرور نه‌شوند كه امم ماضيه را هم مهلت داديم -